unterversichern
کمتر از ارزش واقعی بیمه کردن، کمتر از حد لازم بیمه کردن
Beispiele
- Ich rede von der Schiffsladung, die der Depp ''unterversichert'' hat, um Geld zu sparen.من در مورد محموله کشتی صحبت میکنم که آن احمق برای صرفهجویی در پول، آن را کمتر از ارزش واقعی بیمه کرده است.
Bedeutungen
1
Akkusativ
ملک یا دارایی را به مبلغی کمتر از ارزش واقعی آن بیمه کردن، که در صورت خسارت، پوشش بیمهای کافی نباشد.
- Viele Hausbesitzer unterversichern ihr Eigentum, um Prämien zu sparen.بسیاری از صاحبان خانه برای صرفهجویی در حق بیمه، اموال خود را کمتر از ارزش واقعی بیمه میکنند.
- Im Schadensfall kann es problematisch werden, wenn man unterversichert ist.در صورت بروز خسارت، اگر کسی کمتر از ارزش واقعی بیمه کرده باشد، ممکن است مشکلساز شود.