unterwühlen

Aussprache: /ˌʊntɐˈvyːlən/
Worttrennung: un·ter·wüh·len
فعل

زیر چیزی را کندن و زیر و رو کردن، تضعیف کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas unterwühlen)

به صورت استعاری، تلاش برای تضعیف یا برهم زدن یک سیستم، ساختار یا موقعیت از طریق اقدامات پنهانی یا مخرب.

  • Geheime Organisationen versuchen oft, die Regierung zu unterwühlen.سازمان‌های مخفی اغلب تلاش می‌کنند تا دولت را تضعیف کنند.
  • Seine ständigen Kritikpunkte unterwühlten die Moral des Teams.انتقادات مداوم او روحیه تیم را تضعیف می‌کرد.