unterziehen
تحت درمان/آزمایش قرار گرفتن، هم زدن/مخلوط کردن
Bedeutungen
1
sich (Dativ) + Akkusativ / sich etwas unterziehen
خود را تحت آزمون، عمل جراحی، رژیم یا فرآیندی سخت قرار دادن (غیرجداشدنی).
- Er musste sich einer schweren Operation unterziehen.او مجبور شد تحت عمل جراحی سنگینی قرار گیرد.
- Sie unterzog sich einer strengen Diät.او رژیم غذایی سختی را متحمل شد (تحت آن قرار گرفت).
2
Akkusativ + unter + Akkusativ
مادهای (مانند کف سفیده تخممرغ) را به آرامی با خمیر مخلوط کردن (در آشپزی - جداشدنی: zieht unter).
- Ziehen Sie den Eischnee vorsichtig unter den Teig.سفیده زدهشده تخممرغ را با احتیاط داخل خمیر هم بزنید.