unterziehen

Aussprache: /ˈʊntɐˌt͡siːən/
Worttrennung: un·ter·zie·hen
فعل

تحت درمان/آزمایش قرار گرفتن، هم زدن/مخلوط کردن

Bedeutungen

1 sich (Dativ) + Akkusativ / sich etwas unterziehen

خود را تحت آزمون، عمل جراحی، رژیم یا فرآیندی سخت قرار دادن (غیرجداشدنی).

  • Er musste sich einer schweren Operation unterziehen.او مجبور شد تحت عمل جراحی سنگینی قرار گیرد.
  • Sie unterzog sich einer strengen Diät.او رژیم غذایی سختی را متحمل شد (تحت آن قرار گرفت).
2 Akkusativ + unter + Akkusativ

ماده‌ای (مانند کف سفیده تخم‌مرغ) را به آرامی با خمیر مخلوط کردن (در آشپزی - جداشدنی: zieht unter).

  • Ziehen Sie den Eischnee vorsichtig unter den Teig.سفیده زده‌شده تخم‌مرغ را با احتیاط داخل خمیر هم بزنید.