untrüglich

Aussprache: /ˈʊnˌtʁyːklɪç/
Worttrennung: untrüg·lich
صفت

بی‌خطا، قابل اعتماد، مطمئن، غیرقابل تردید

Bedeutungen

1

غیرقابل اشتباه، همیشه درست و دقیق؛ مطمئن و قابل اعتماد در قضاوت، پیش‌بینی یا عملکرد.

  • Sein Instinkt war untrüglich, er wusste sofort, dass etwas nicht stimmte.غریزه او بی‌خطا بود، او بلافاصله فهمید که مشکلی وجود دارد.
  • Die untrügliche Methode des Detektivs führte ihn zur Lösung des Falls.روش بی‌خطای کارآگاه او را به حل پرونده رساند.
  • Ihre Vorhersagen erwiesen sich als untrüglich.پیش‌بینی‌های او بی‌خطا از آب درآمد.
2

غیرقابل تردید، قطعی و مسلم؛ چیزی که نمی‌توان در مورد آن شک کرد.

  • Die Beweise waren untrüglich und führten zu einer Verurteilung.شواهد غیرقابل تردید بودند و منجر به محکومیت شدند.
  • Es ist untrüglich, dass die Erde sich um die Sonne dreht.اینکه زمین به دور خورشید می‌چرخد، غیرقابل تردید است.
  • Seine Schuld war nach der Untersuchung untrüglich.پس از تحقیق، تقصیر او غیرقابل تردید بود.