untragbar
غیرقابل تحمل، غیرقابل قبول، غیرقابل پوشیدن
Bedeutungen
1
چیزی که تحمل یا تحمل آن غیرممکن است؛ غیرقابل قبول یا غیرقابل تحمل.
- Sein Verhalten war für alle Anwesenden untragbar.رفتار او برای همه حاضران غیرقابل تحمل بود.
- Die Arbeitsbedingungen in der Fabrik waren untragbar geworden.شرایط کاری در کارخانه غیرقابل تحمل شده بود.
- Diese Lüge ist einfach untragbar und muss aufgedeckt werden.این دروغ به سادگی غیرقابل قبول است و باید فاش شود.
2
لباس یا وسیلهای که به دلیل ناراحتی، اندازه نامناسب یا ظاهر نامناسب، قابل پوشیدن یا استفاده نیست.
- Das Kleid war zu eng und daher untragbar.لباس خیلی تنگ بود و بنابراین قابل پوشیدن نبود.
- Diese Schuhe sind nach dem Unfall untragbar geworden.این کفشها بعد از تصادف دیگر قابل پوشیدن نیستند.
- Der Hut war altmodisch und wirkte auf der Feier untragbar.کلاه قدیمی بود و در مهمانی غیرقابل پوشیدن به نظر میرسید.