unumstritten
بلامنازع، بیچون و چرا، مورد قبول همگان
Bedeutungen
1
چیزی که هیچ بحث یا اختلافی در مورد آن وجود ندارد؛ مورد توافق عمومی یا پذیرفته شده بدون چون و چرا.
- Sein Sieg in diesem Wettbewerb war unumstritten.پیروزی او در این رقابت بلامنازع بود.
- Die Tatsache, dass er ein guter Sänger ist, ist unumstritten.اینکه او خواننده خوبی است، بیچون و چرا مورد قبول است.
- Ihre Qualifikation für diese Position ist unumstritten.صلاحیت او برای این سمت مورد قبول همگان است.