unumstritten

Aussprache: /ˌʊnʊmˈʃtrɪtn̩/
Worttrennung: un·um·strit·ten
صفت

بلامنازع، بی‌چون و چرا، مورد قبول همگان

Bedeutungen

1

چیزی که هیچ بحث یا اختلافی در مورد آن وجود ندارد؛ مورد توافق عمومی یا پذیرفته شده بدون چون و چرا.

  • Sein Sieg in diesem Wettbewerb war unumstritten.پیروزی او در این رقابت بلامنازع بود.
  • Die Tatsache, dass er ein guter Sänger ist, ist unumstritten.اینکه او خواننده خوبی است، بی‌چون و چرا مورد قبول است.
  • Ihre Qualifikation für diese Position ist unumstritten.صلاحیت او برای این سمت مورد قبول همگان است.