unverbaubar

Aussprache: /ˌʊnfɛɐ̯ˈbaʊ̯baːɐ̯/
Worttrennung: un·ver·bau·bar
صفت

غیرقابل مسدود شدن، غیرقابل ساخت و ساز (در مورد منظره)

Bedeutungen

1

چیزی که نمی‌توان آن را مسدود کرد، به خصوص در مورد منظره یا دید.

  • Das Grundstück hat einen unverbaubaren Blick auf das Meer.این ملک منظره‌ای غیرقابل مسدود شدن به دریا دارد.
  • Wir haben ein Haus mit unverbaubarer Aussicht gekauft.ما خانه‌ای با منظره غیرقابل مسدود شدن خریده‌ایم.
  • Die Lage ist perfekt, da die Sicht auf den Park unverbaubar ist.موقعیت عالی است، زیرا دید به پارک غیرقابل مسدود شدن است.
2

چیزی که نمی‌توان در آن ساخت و ساز انجام داد یا مانع آن شد (مثلاً در مورد حقوق مالکیت یا قوانین شهرسازی).

  • Das Ufer des Sees ist als unverbaubare Zone ausgewiesen.ساحل دریاچه به عنوان منطقه غیرقابل ساخت و ساز تعیین شده است.
  • Es gibt ein Recht auf unverbaubaren Zugang zum Strand.حقی برای دسترسی غیرقابل مسدود شدن به ساحل وجود دارد.
  • Die Bebauung des Nachbargrundstücks ist unverbaubar.ساخت و ساز در ملک همسایه غیرممکن است (یا مانع دید نمی‌شود).