unverbesserbar

Aussprache: /ˌʊnfɛɐ̯ˈbɛsɐbaːɐ̯/
Worttrennung: un·ver·bes·ser·bar
صفت

غیرقابل بهبود، غیرقابل اصلاح

Bedeutungen

1

چیزی که نمی‌توان کیفیت، عملکرد یا وضعیت آن را بهتر کرد؛ غیرقابل اصلاح یا ارتقا.

  • Leider ist sein Verhalten unverbesserbar.متأسفانه رفتار او غیرقابل اصلاح است.
  • Die alte Maschine war in einem unverbesserbaren Zustand.ماشین قدیمی در وضعیتی غیرقابل بهبود بود.
  • Manche Probleme scheinen unverbesserbar zu sein.به نظر می‌رسد برخی مشکلات غیرقابل بهبود هستند.