unverbrannt
نسوخته
Bedeutungen
1
چیزی که هنوز نسوخته یا کاملاً از بین نرفته است.
- Im Kamin lagen noch viele unverbrannte Holzscheite.هنوز هیزمهای نسوخته زیادی در شومینه وجود داشت.
- Die Polizei fand unverbrannte Dokumente am Tatort.پلیس اسناد نسوختهای را در صحنه جرم پیدا کرد.
- Ein Teil des Treibstoffs blieb unverbrannt im Motor.بخشی از سوخت در موتور نسوخته باقی ماند.