unvereinbar
ناسازگار، غیرقابل تطبیق
Bedeutungen
1
دو یا چند چیز که نمیتوانند با هم وجود داشته باشند، کار کنند یا سازگار باشند؛ متناقض.
- Seine Handlungen waren unvereinbar mit den Werten des Unternehmens.اعمال او با ارزشهای شرکت ناسازگار بود.
- Die beiden Farben sind unvereinbar und passen nicht gut zusammen.این دو رنگ ناسازگار هستند و به خوبی با هم جور در نمیآیند.
- Es gibt unvereinbare Interessen zwischen den beiden Parteien.منافع ناسازگاری بین دو طرف وجود دارد.