unverführbar
غیرقابل اغوا، غیرقابل فریب، پایدار
Bedeutungen
1
کسی یا چیزی که به راحتی اغوا، فریب یا تحت تأثیر قرار نمیگیرد؛ مقاوم در برابر وسوسه.
- Ihr starker Charakter machte sie unverführbar.شخصیت قوی او او را غیرقابل اغوا میساخت.
- Ein unverführbarer Mensch lässt sich nicht leicht bestechen.یک فرد غیرقابل اغوا به راحتی رشوه نمیگیرد.
- Die Prinzipien des Unternehmens sind unverführbar.اصول شرکت غیرقابل اغوا هستند.