unvergessen
فراموشنشدنی، از یاد نرفتنی
Bedeutungen
1
چیزی یا کسی که به دلیل اهمیت، تأثیر یا خاطرهانگیز بودن، هرگز از ذهن پاک نمیشود و به یاد میماند.
- Der Urlaub im letzten Sommer war eine unvergessene Zeit.تعطیلات تابستان گذشته زمانی فراموشنشدنی بود.
- Die Worte des Lehrers blieben ihm unvergessen.سخنان معلم در خاطر او ماندگار شد.
- Es war ein unvergessener Moment, als sie sich zum ersten Mal trafen.لحظه اولین دیدارشان فراموشنشدنی بود.