unvergessen

Aussprache: /ˌʊnfɛɐ̯ˈɡɛsn̩/
Worttrennung: un·ver·ges·sen
صفت

فراموش‌نشدنی، از یاد نرفتنی

Bedeutungen

1

چیزی یا کسی که به دلیل اهمیت، تأثیر یا خاطره‌انگیز بودن، هرگز از ذهن پاک نمی‌شود و به یاد می‌ماند.

  • Der Urlaub im letzten Sommer war eine unvergessene Zeit.تعطیلات تابستان گذشته زمانی فراموش‌نشدنی بود.
  • Die Worte des Lehrers blieben ihm unvergessen.سخنان معلم در خاطر او ماندگار شد.
  • Es war ein unvergessener Moment, als sie sich zum ersten Mal trafen.لحظه اولین دیدارشان فراموش‌نشدنی بود.