unverhofft
غیرمنتظره، ناگهانی
Beispiele
- Unverhofftes'' Wiedersehen« ist der Titel einer Kalendergeschichte von Johann Peter Hebel aus dem Jahr 1811.دیدار غیرمنتظره» عنوان داستانی تقویمی از یوهان پیتر هبل در سال ۱۸۱۱ است.
- Unverhoffter'' Geldsegen: Zensus bringt NRW 580 Millionen Euro.بارش غیرمنتظره پول: سرشماری ۵۸۰ میلیون یورو برای نوردراین-وستفالن به ارمغان میآورد.