unverkennbar
غیرقابل انکار، آشکار، واضح، مشخص
Bedeutungen
1
چیزی که به وضوح قابل تشخیص یا شناسایی است و نمیتوان آن را انکار کرد.
- Sein Talent ist unverkennbar.استعداد او غیرقابل انکار است.
- Die Handschrift war unverkennbar seine.دستخط به وضوح مال او بود.
- Es gibt unverkennbare Anzeichen für eine Verbesserung.نشانههای آشکاری برای بهبود وجود دارد.