unverkrampft
راحت، آسوده، بیتکلف، بدون تنش
Bedeutungen
1
بدون تنش، اضطراب یا خودداری؛ راحت و طبیعی در رفتار یا حالت. به معنای آسوده و بیتکلف.
- Sie war in seiner Gegenwart immer unverkrampft und entspannt.او در حضور او همیشه راحت و آسوده بود.
- Sein unverkrampfter Stil machte die Atmosphäre angenehmer.سبک بیتکلف او فضا را دلپذیرتر میکرد.
- Die Kinder spielten unverkrampft im Garten.بچهها بیدغدغه در باغ بازی میکردند.