unvermeidbar
اجتنابناپذیر، ناگزیر
Bedeutungen
1
چیزی که نمیتوان از وقوع یا رخ دادن آن جلوگیری کرد؛ قطعی و حتمی.
- Der Klimawandel hat unvermeidbare Folgen für die Umwelt.تغییرات اقلیمی پیامدهای اجتنابناپذیری برای محیط زیست دارد.
- Ein gewisses Maß an Stress ist im Leben unvermeidbar.میزان مشخصی از استرس در زندگی ناگزیر است.
- Die Reparaturkosten waren trotz aller Bemühungen unvermeidbar.هزینههای تعمیر با وجود تمام تلاشها اجتنابناپذیر بود.