unvermittelbar
غیرقابل معرفی (شغل)، غیرقابل توضیح (مفهوم)
Beispiele
- Schnell gilt die 30-jährige Bodybuilderin beim Arbeitsamt als ''unvermittelbar''.این زن 30 ساله بدنساز به سرعت در اداره کار غیرقابل معرفی (برای شغل) تلقی میشود.
- Es ist nahezu ''unvermittelbar'', dass man mit der Gehaltseinbuße wirklich kein Problem hat.تقریباً غیرقابل توضیح است که فرد واقعاً مشکلی با کاهش حقوق نداشته باشد.