unversöhnbar
آشتیناپذیر، غیرقابل مصالحه، کینهتوز
Bedeutungen
1
کسی یا چیزی که قادر به آشتی یا مصالحه نیست؛ خصمانه و غیرقابل حل.
- Die beiden Familien waren seit Generationen unversöhnbar zerstritten.این دو خانواده نسلها بود که به طور آشتیناپذیری اختلاف داشتند.
- Seine Haltung war unversöhnbar und ließ keinen Raum für Kompromisse.موضع او آشتیناپذیر بود و جایی برای سازش باقی نمیگذاشت.
- Es gab unversöhnbare Differenzen zwischen den beiden politischen Parteien.اختلافات غیرقابل مصالحهای بین دو حزب سیاسی وجود داشت.