unverwertbar
غیرقابل بازیافت، غیرقابل استفاده مجدد
Bedeutungen
1
چیزی که دیگر نمیتواند مورد استفاده قرار گیرد، پردازش شود یا به ارزش اقتصادی یا کاربردی تبدیل شود.
- Die beschädigten Waren waren unverwertbar und mussten entsorgt werden.کالاهای آسیبدیده غیرقابل استفاده بودند و باید دور ریخته میشدند.
- Nach dem Brand waren die Möbel unverwertbar.پس از آتشسوزی، مبلمان غیرقابل استفاده بودند.
- Der alte Computer ist zu langsam und gilt als unverwertbar für moderne Anwendungen.کامپیوتر قدیمی خیلی کند است و برای کاربردهای مدرن غیرقابل استفاده تلقی میشود.