unverwertbar

Aussprache: /ˈʊnfɛɐ̯ˌvɛʁtbaːɐ̯/
Worttrennung: un·ver·wert·bar
صفت

غیرقابل بازیافت، غیرقابل استفاده مجدد

Bedeutungen

1

چیزی که دیگر نمی‌تواند مورد استفاده قرار گیرد، پردازش شود یا به ارزش اقتصادی یا کاربردی تبدیل شود.

  • Die beschädigten Waren waren unverwertbar und mussten entsorgt werden.کالاهای آسیب‌دیده غیرقابل استفاده بودند و باید دور ریخته می‌شدند.
  • Nach dem Brand waren die Möbel unverwertbar.پس از آتش‌سوزی، مبلمان غیرقابل استفاده بودند.
  • Der alte Computer ist zu langsam und gilt als unverwertbar für moderne Anwendungen.کامپیوتر قدیمی خیلی کند است و برای کاربردهای مدرن غیرقابل استفاده تلقی می‌شود.