unverwundet
بدون جراحت، سالم
Bedeutungen
1
کسی یا چیزی که هیچ آسیبی ندیده یا زخمی نشده است.
- Nach dem heftigen Kampf kamen alle Soldaten unverwundet zurück.پس از نبرد شدید، همه سربازان بدون جراحت بازگشتند.
- Das Flugzeug landete unverwundet trotz des Sturms.هواپیما با وجود طوفان، سالم فرود آمد.
- Er überlebte den Unfall unverwundet, was ein Wunder war.او بدون جراحت از تصادف جان سالم به در برد، که معجزه بود.