unverzichtbar
غیرقابل چشمپوشی، ضروری، حیاتی، لازمالملزوم
Beispiele
- Denn die Wälder sind die ''unverzichtbare'' Grundlage für den Wasserhaushalt der Natur.زیرا جنگلها پایه و اساس ضروری برای چرخه آب در طبیعت هستند.
غیرقابل چشمپوشی، ضروری، حیاتی، لازمالملزوم