unvorbelastet
بیطرف، بدون پیشداوری، پاک
Bedeutungen
1
بدون تعصب، پیشداوری یا تأثیرات منفی قبلی؛ بیطرف.
- Ein Richter muss unvorbelastet an den Fall herangehen.یک قاضی باید بیطرفانه به پرونده رسیدگی کند.
- Sie versuchte, die Situation mit einem unvorbelasteten Blick zu betrachten.او سعی کرد وضعیت را با نگاهی بدون پیشداوری بررسی کند.
- Das Kind hat eine unvorbelastete Sicht auf die Welt.کودک دیدگاهی پاک و بدون پیشداوری نسبت به دنیا دارد.