unvorbereitet
بدون آمادگی، غافلگیرانه
Bedeutungen
1
کسی یا چیزی که برای رویداد یا موقعیتی آماده نشده است؛ غافلگیر شده یا بدون آمادگی قبلی.
- Der Lehrer erwischte die Schüler unvorbereitet mit einer Frage.معلم دانشآموزان را با پرسیدن یک سوال غافلگیر کرد.
- Wir wurden von dem plötzlichen Regen völlig unvorbereitet getroffen.ما از باران ناگهانی کاملاً غافلگیر شدیم.
- Er musste eine Rede halten, obwohl er unvorbereitet war.او مجبور بود سخنرانی کند، اگرچه آماده نبود.