unvorhersehbar
غیرقابل پیشبینی، پیشبینیناپذیر
Bedeutungen
1
چیزی که نمیتوان آن را از قبل پیشبینی یا حدس زد.
- Das Wetter kann hier sehr unvorhersehbar sein.هوا در اینجا میتواند بسیار غیرقابل پیشبینی باشد.
- Die unvorhersehbaren Folgen des Klimawandels bereiten Sorgen.پیامدهای غیرقابل پیشبینی تغییرات آب و هوایی باعث نگرانی است.
- Seine Reaktionen sind oft unvorhersehbar.واکنشهای او اغلب غیرقابل پیشبینی هستند.