unwägbar

Aussprache: /ˌʊnˈvɛːkbaːɐ̯/
Worttrennung: un·wäg·bar
صفت

غیرقابل سنجش؛ غیرقابل ارزیابی؛ نامعلوم

Bedeutungen

1

چیزی که نمی‌توان آن را به راحتی اندازه‌گیری، ارزیابی یا پیش‌بینی کرد؛ اغلب به عوامل نامشخص یا پیچیده اشاره دارد.

  • Die unwägbaren Risiken des Projekts machten viele nervös.ریسک‌های غیرقابل ارزیابی پروژه بسیاری را عصبی کرد.
  • Die genaue Auswirkung dieser Entscheidung ist noch unwägbar.تأثیر دقیق این تصمیم هنوز قابل سنجش نیست.
  • Es gibt viele unwägbare Faktoren, die das Ergebnis beeinflussen können.عوامل نامعلوم زیادی وجود دارند که می‌توانند بر نتیجه تأثیر بگذارند.