unwürdig
سزاوار نبودن، شایسته نبودن، دون شأن
Bedeutungen
1
چیزی که با شأن، مقام یا ارزش کسی یا چیزی همخوانی ندارد؛ دون، پست و سزاوار نبودن.
- Es ist unwürdig, jemanden so schlecht zu behandeln.رفتار بد با کسی دون شأن است.
- Er fand die Bedingungen unwürdig für einen Mann seines Ranges.او شرایط را برای مردی در مقام او سزاوار نمیدانست.
- Diese Art von Arbeit ist für ihn unwürdig.این نوع کار برای او شایسته نیست.