unwandelbar
تغییرناپذیر؛ ثابت؛ پایدار
Beispiele
- Eine ''unwandelbare'' Freundschaft verband sie ein Leben lang.دوستی تغییرناپذیری آنها را تمام عمر به هم پیوند داد.
- Er blieb ihr ''unwandelbar'' treu.او به او وفادار و تغییرناپذیر ماند.
تغییرناپذیر؛ ثابت؛ پایدار