unwegsam

Aussprache: /ˈʊnˌveːkzaːm/
Worttrennung: un·weg·sam
صفت

صعب‌العبور، دشوارگذر

Bedeutungen

1

مکانی که عبور از آن به دلیل ناهمواری، موانع طبیعی یا شرایط جوی دشوار است.

  • Die Expedition musste durch unwegsames Gelände vordringen.هیئت اعزامی مجبور بود از میان زمین‌های صعب‌العبور پیشروی کند.
  • Der Weg zum Gipfel war steil und unwegsam.مسیر رسیدن به قله شیب‌دار و دشوارگذر بود.
  • Nach dem Sturm war die Straße unwegsam.پس از طوفان، جاده دشوارگذر بود.