unwiderruflich
غیرقابل فسخ، برگشتناپذیر، قطعی
Bedeutungen
1
چیزی که نمیتوان آن را تغییر داد، لغو کرد یا به حالت اول بازگرداند؛ قطعی و نهایی.
- Die Entscheidung des Gerichts war unwiderruflich.تصمیم دادگاه قطعی بود.
- Durch den Unfall erlitt er einen unwiderruflichen Schaden.او در اثر تصادف دچار آسیبی برگشتناپذیر شد.
- Ihre Worte hatten eine unwiderrufliche Wirkung auf ihn.کلمات او تأثیری غیرقابل تغییر بر او گذاشتند.