unwiederbringlich

Aussprache: /ˈʊnˌviːdɐˌbʁɪŋlɪç/
Worttrennung: un·wie·der·bring·lich
صفت

غیرقابل بازگشت، جبران‌ناپذیر، از دست رفته

Bedeutungen

1

چیزی که دیگر نمی‌توان آن را بازگرداند، جبران کرد یا دوباره به دست آورد؛ کاملاً از دست رفته.

  • Der Krieg hat unwiederbringliche Schäden an der Infrastruktur verursacht.جنگ خسارات جبران‌ناپذیری به زیرساخت‌ها وارد کرد.
  • Durch den Brand wurde das wertvolle Archiv unwiederbringlich zerstört.آرشیو ارزشمند در اثر آتش‌سوزی به طور غیرقابل بازگشتی نابود شد.
  • Einmal verlorene Zeit ist unwiederbringlich verloren.زمانی که از دست رفت، به طور جبران‌ناپذیری از دست رفته است.