unwiederbringlich
غیرقابل بازگشت، جبرانناپذیر، از دست رفته
Bedeutungen
1
چیزی که دیگر نمیتوان آن را بازگرداند، جبران کرد یا دوباره به دست آورد؛ کاملاً از دست رفته.
- Der Krieg hat unwiederbringliche Schäden an der Infrastruktur verursacht.جنگ خسارات جبرانناپذیری به زیرساختها وارد کرد.
- Durch den Brand wurde das wertvolle Archiv unwiederbringlich zerstört.آرشیو ارزشمند در اثر آتشسوزی به طور غیرقابل بازگشتی نابود شد.
- Einmal verlorene Zeit ist unwiederbringlich verloren.زمانی که از دست رفت، به طور جبرانناپذیری از دست رفته است.