unwiederholbar
تکرارناپذیر، بینظیر
Bedeutungen
1
چیزی که نمیتواند دوباره اتفاق بیفتد یا تکرار شود؛ منحصر به فرد و خاص.
- Das war ein unwiederholbares Erlebnis in meinem Leben.این تجربهای تکرارنشدنی در زندگی من بود.
- Die Leistung des Teams war unwiederholbar und setzte neue Maßstäbe.عملکرد تیم تکرارنشدنی بود و استانداردهای جدیدی را تعیین کرد.
- Der Sonnenuntergang war von einer unwiederholbaren Schönheit.غروب خورشید زیبایی تکرارنشدنی داشت.