unwillkürlich

Aussprache: /ˌʊnˈvɪlkʏɐ̯lɪç/
Worttrennung: un·will·kür·lich
صفت

ناخودآگاه، غیرارادی

Bedeutungen

1

انجام شده بدون اراده یا کنترل آگاهانه؛ غیرارادی.

  • Ein unwillkürliches Zucken der Muskeln trat auf.یک انقباض غیرارادی عضلات رخ داد.
  • Seine Reaktion war unwillkürlich und schnell.واکنش او غیرارادی و سریع بود.
  • Das Lachen war unwillkürlich, als er den Witz hörte.خنده غیرارادی بود وقتی او آن جوک را شنید.
2

ناخودآگاه؛ مربوط به فرآیندهای ذهنی که خارج از آگاهی هستند.

  • Viele unserer Verhaltensweisen sind unwillkürlich.بسیاری از رفتارهای ما ناخودآگاه هستند.
  • Er hatte eine unwillkürliche Abneigung gegen Spinnen.او یک انزجار ناخودآگاه نسبت به عنکبوت‌ها داشت.
  • Die Erinnerung tauchte unwillkürlich in seinem Kopf auf.خاطره به طور ناخودآگاه در ذهنش ظاهر شد.