unwirtlich

Aussprache: /ˌʊnˈvɪrtlɪç/
Worttrennung: un·wirt·lich
صفت

نامساعد، ناخوشایند، غیرقابل سکونت، بایر

Bedeutungen

1

محیطی که برای زندگی انسان یا حیوانات مناسب نیست؛ نامساعد؛ ناخوشایند.

  • Die Wüste ist eine unwirtliche Landschaft mit extremen Temperaturen.بیابان منظره‌ای نامساعد با دماهای شدید است.
  • Das Klima auf diesem Planeten ist sehr unwirtlich.آب و هوای این سیاره بسیار نامساعد است.
  • Die unwirtlichen Bedingungen machten die Expedition sehr schwierig.شرایط نامساعد، سفر اکتشافی را بسیار دشوار کرد.