unwissbar

Aussprache: /ˈʊnˌvɪsbaːɐ̯/
Worttrennung: un·wiss·bar
صفت

ناشناختنی، غیرقابل دانستن

Bedeutungen

1

چیزی که نمی‌توان آن را دانست یا شناخت؛ غیرقابل کشف یا درک.

  • Die tiefsten Geheimnisse des Universums bleiben für uns unwissbar.عمیق‌ترین اسرار جهان برای ما ناشناختنی باقی می‌مانند.
  • Manche philosophischen Fragen sind letztlich unwissbar.برخی سوالات فلسفی در نهایت غیرقابل دانستن هستند.
  • Die genaue Zukunft ist unwissbar, aber wir können sie beeinflussen.آینده دقیق ناشناختنی است، اما ما می‌توانیم بر آن تأثیر بگذاریم.