unwissbar
ناشناختنی، غیرقابل دانستن
Bedeutungen
1
چیزی که نمیتوان آن را دانست یا شناخت؛ غیرقابل کشف یا درک.
- Die tiefsten Geheimnisse des Universums bleiben für uns unwissbar.عمیقترین اسرار جهان برای ما ناشناختنی باقی میمانند.
- Manche philosophischen Fragen sind letztlich unwissbar.برخی سوالات فلسفی در نهایت غیرقابل دانستن هستند.
- Die genaue Zukunft ist unwissbar, aber wir können sie beeinflussen.آینده دقیق ناشناختنی است، اما ما میتوانیم بر آن تأثیر بگذاریم.