unzähmbar
رامنشدنی، سرکش
Bedeutungen
1
کسی یا چیزی که به سختی یا غیرممکن است کنترل، رام یا مهار شود؛ وحشی یا سرکش.
- Der junge Hengst war unzähmbar und sprang über den Zaun.نریان جوان رامنشدنی بود و از روی حصار پرید.
- Ihre unzähmbare Energie machte sie zu einer herausragenden Athletin.انرژی رامنشدنی او، او را به یک ورزشکار برجسته تبدیل کرد.
- Der wilde Fluss war unzähmbar und verursachte oft Überschwemmungen.رودخانه وحشی رامنشدنی بود و اغلب باعث سیل میشد.