unzüchtig

Aussprache: /ˌʊnˈtsʏçtɪç/
Worttrennung: un·züch·tig
صفت

ناپاک، بی‌عفت، شهوانی (واژه قدیمی/ادبی)

Bedeutungen

1

خلاف عفت عمومی یا اخلاق جنسی؛ شامل رفتارها یا افکاری که شهوانی، بی‌شرمانه یا نامناسب تلقی می‌شوند. این واژه بیشتر در متون قدیمی‌تر یا ادبی به کار می‌رود.

  • Der Roman wurde wegen seiner unzüchtigen Darstellungen kritisiert.این رمان به دلیل توصیفات ناپاکش مورد انتقاد قرار گرفت.
  • Solche unzüchtigen Witze sind hier nicht angebracht.چنین شوخی‌های بی‌شرمانه‌ای در اینجا مناسب نیستند.
  • Die unzüchtige Sprache des Mannes schockierte die Anwesenden.زبان شهوانی مرد حاضران را شوکه کرد.