unzüchtig
ناپاک، بیعفت، شهوانی (واژه قدیمی/ادبی)
Bedeutungen
1
خلاف عفت عمومی یا اخلاق جنسی؛ شامل رفتارها یا افکاری که شهوانی، بیشرمانه یا نامناسب تلقی میشوند. این واژه بیشتر در متون قدیمیتر یا ادبی به کار میرود.
- Der Roman wurde wegen seiner unzüchtigen Darstellungen kritisiert.این رمان به دلیل توصیفات ناپاکش مورد انتقاد قرار گرفت.
- Solche unzüchtigen Witze sind hier nicht angebracht.چنین شوخیهای بیشرمانهای در اینجا مناسب نیستند.
- Die unzüchtige Sprache des Mannes schockierte die Anwesenden.زبان شهوانی مرد حاضران را شوکه کرد.