unzeitgemäß

Aussprache: /ˈʊntsaɪ̯tɡəˌmɛːs/
Worttrennung: un·zeit·ge·mäß
صفت

نامتناسب با زمان، کهنه، قدیمی، از مد افتاده

Bedeutungen

1

چیزی که با شرایط و نیازهای زمان حال مطابقت ندارد و قدیمی یا از مد افتاده است.

  • Seine Ansichten sind leider unzeitgemäß.متأسفانه دیدگاه‌های او نامتناسب با زمان است.
  • Das Design des Autos wirkt etwas unzeitgemäß.طراحی این خودرو کمی قدیمی به نظر می‌رسد.
  • Diese Methode ist angesichts neuerer Technologien unzeitgemäß.این روش با توجه به فناوری‌های جدیدتر، از مد افتاده است.