unzerstört
نابود نشده، سالم، دستنخورده
Bedeutungen
1
به چیزی اشاره دارد که آسیب ندیده، سالم مانده و از بین نرفته است، به خصوص پس از یک رویداد مخرب یا خطر.
- Das alte Haus blieb trotz des Sturms unzerstört.خانه قدیمی با وجود طوفان، سالم باقی ماند.
- Glücklicherweise wurden bei dem Unfall keine Menschen verletzt und das Auto blieb weitgehend unzerstört.خوشبختانه در این حادثه هیچ کس آسیب ندید و ماشین تا حد زیادی سالم ماند.
- Die antiken Ruinen sind erstaunlich gut erhalten und scheinen fast unzerstört.ویرانههای باستانی به طرز شگفتانگیزی خوب حفظ شدهاند و تقریباً دستنخورده به نظر میرسند.