unzufrieden
ناراضی، ناخشنود
Bedeutungen
1
احساس نارضایتی یا عدم خشنودی نسبت به چیزی یا کسی.
- Der Kunde war mit dem Service sehr unzufrieden.مشتری از خدمات بسیار ناراضی بود.
- Sie blickte unzufrieden auf das Ergebnis.او با ناخشنودی به نتیجه نگاه کرد.
- Viele Bürger sind mit der aktuellen politischen Lage unzufrieden.بسیاری از شهروندان از وضعیت سیاسی فعلی ناراضی هستند.