unzugänglich

Aussprache: /ˈʊnt͡suːˌɡɛŋlɪç/
Worttrennung: un·zu·gäng·lich
صفت

غیرقابل دسترس، صعب‌العبور (برای مکان)؛ گوشه‌گیر، منزوی (برای افراد)

Bedeutungen

1

مکانی که رسیدن به آن دشوار یا غیرممکن است؛ صعب‌العبور.

  • Die Bergspitze ist nur für erfahrene Kletterer zugänglich.قله کوه فقط برای کوهنوردان باتجربه قابل دسترس است.
  • Das Gebiet ist wegen des dichten Waldes schwer zugänglich.این منطقه به دلیل جنگل انبوه به سختی قابل دسترس است.
  • Die Ruinen sind heute fast unzugänglich.ویرانه‌ها امروزه تقریباً غیرقابل دسترس هستند.
2

فردی که تمایلی به برقراری ارتباط یا تعامل با دیگران ندارد؛ گوشه‌گیر یا منزوی.

  • Er ist ein unzugänglicher Mensch, der seine Gefühle nicht zeigt.او فردی گوشه‌گیر است که احساساتش را نشان نمی‌دهد.
  • Die neue Kollegin wirkte anfangs etwas unzugänglich.همکار جدید در ابتدا کمی منزوی به نظر می‌رسید.
  • Trotz seines Erfolgs blieb er bodenständig und unzugänglich für Arroganz.با وجود موفقیتش، او فروتن و در برابر تکبر دست‌نیافتنی باقی ماند.