unzugänglich
غیرقابل دسترس، صعبالعبور (برای مکان)؛ گوشهگیر، منزوی (برای افراد)
Bedeutungen
1
مکانی که رسیدن به آن دشوار یا غیرممکن است؛ صعبالعبور.
- Die Bergspitze ist nur für erfahrene Kletterer zugänglich.قله کوه فقط برای کوهنوردان باتجربه قابل دسترس است.
- Das Gebiet ist wegen des dichten Waldes schwer zugänglich.این منطقه به دلیل جنگل انبوه به سختی قابل دسترس است.
- Die Ruinen sind heute fast unzugänglich.ویرانهها امروزه تقریباً غیرقابل دسترس هستند.
2
فردی که تمایلی به برقراری ارتباط یا تعامل با دیگران ندارد؛ گوشهگیر یا منزوی.
- Er ist ein unzugänglicher Mensch, der seine Gefühle nicht zeigt.او فردی گوشهگیر است که احساساتش را نشان نمیدهد.
- Die neue Kollegin wirkte anfangs etwas unzugänglich.همکار جدید در ابتدا کمی منزوی به نظر میرسید.
- Trotz seines Erfolgs blieb er bodenständig und unzugänglich für Arroganz.با وجود موفقیتش، او فروتن و در برابر تکبر دستنیافتنی باقی ماند.