unzulässig
مجاز نبودن؛ غیرمجاز، نامجاز، ممنوع
Bedeutungen
1
چیزی که طبق قوانین، مقررات یا استانداردها مجاز نیست؛ ممنوع یا غیرقابل قبول.
- Diese Art von Werbung ist in Deutschland unzulässig.این نوع تبلیغات در آلمان غیرمجاز است.
- Die Verwendung von Handys während der Prüfung ist unzulässig.استفاده از تلفن همراه در طول امتحان مجاز نیست.
- Solche Kommentare sind im öffentlichen Diskurs unzulässig.چنین اظهاراتی در گفتمان عمومی غیرقابل قبول هستند.