unzuverlässig
غیرقابل اعتماد، نامطمئن
Bedeutungen
1
کسی یا چیزی که نمیتوان به او یا آن اعتماد کرد؛ کسی که قابل اتکا نیست یا کاری را به درستی انجام نمیدهد.
- Sein unzuverlässiger Freund hat ihn schon wieder im Stich gelassen.دوست غیرقابل اعتماد او دوباره او را تنها گذاشته بود.
- Diese alte Maschine ist sehr unzuverlässig und geht oft kaputt.این ماشین قدیمی بسیار نامطمئن است و اغلب خراب میشود.
- Ich kann mich nicht auf unzuverlässige Informationen verlassen.من نمیتوانم به اطلاعات غیرقابل اعتماد تکیه کنم.
2
غیرقابل پیشبینی، متغیر و نامطمئن (در مورد وضعیت، نتایج و غیره).
- Das Wetter in den Bergen ist oft unzuverlässig.آب و هوای کوهستان اغلب نامطمئن است.
- Die Ergebnisse der Studie waren aufgrund der kleinen Stichprobe unzuverlässig.نتایج مطالعه به دلیل حجم کم نمونه، نامطمئن بود.
- Seine Aussagen sind oft widersprüchlich und daher unzuverlässig.اظهارات او اغلب متناقض و در نتیجه نامطمئن هستند.