update

Aussprache: /ˈapˌdeɪ̯t/
Wortzerlegung: up·date
Konjugierte Form

به‌روزرسانی کردن، مطلع کردن

Beispiele

  • The EPA shall ''update'' this guidance every 2 years, or as appropriate.سازمان حفاظت از محیط زیست باید این راهنما را هر ۲ سال یک‌بار یا در صورت لزوم به‌روزرسانی کند.
  • And today, I want to ''update'' you on how we will end this war, bring our troops home, and continue the work of rebuilding America.و امروز می‌خواهم شما را در جریان قرار دهم که چگونه به این جنگ پایان خواهیم داد، نیروهایمان را به خانه بازمی‌گردانیم و کار بازسازی آمریکا را ادامه می‌دهیم.