urbar
قابل کشت و زرع، آباد، قابل بهرهبرداری کشاورزی
Beispiele
- Ganze Gebiete wurden durch Rodung ''urbar'' gemacht.مناطق کاملاً وسیعی با جنگلزدایی قابل کشت و زرع شدند.
- Agrarökosysteme sind Landschaften, die vom Menschen ''urbar'' gemacht wurden, um Ackerbau und Viehzucht zu betreibenبومسازگانهای کشاورزی، چشماندازهایی هستند که توسط انسان برای انجام کشاورزی و دامداری قابل کشت شدهاند