صفت
اصیل، سنتی، روستایی، طبیعی، بکر
جملات نمونه برای urchig:
„Im Gegenteil verdichtete sich die xenophobe Energie, je ''urchiger,'' bodenständiger und patriotischer die Szenerie wurde.“
«برعکس، انرژی بیگانههراسانه هرچه صحنه اصیلتر، بومیتر و میهنپرستانهتر میشد، متراکمتر میگشت.»