urgieren
اصرار کردن، پیگیری کردن (بهویژه در اتریش)
Beispiele
- Die dritte Welle des Coronavirus ''urgierte'', und es war schwer, sie einzudämmen.موج سوم ویروس کرونا اصرار میورزید (فشار میآورد) و مهار آن دشوار بود.
- … bey diesen Tractaten gantz inständig und beweglich Erinnerung beschehen, auch hart und eifrig ''urgirt'' worden …در این مذاکرات با اصرار و جدیت یادآوری شد و به شدت پیگیری شد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(رسمی) بر انجام کاری یا رسیدگی به موضوعی اصرار و تأکید کردن، پیگیری کردن.
- Wir müssen die Zahlung dringend urgieren.ما باید فوراً پرداخت را پیگیری کنیم.
- Der Anwalt urgierte die schnelle Bearbeitung des Falls.وکیل بر رسیدگی سریع به پرونده تأکید کرد.