صفت
اصیل، بکر، سنتی و باصفا؛ بامزه و عجیب و غریب
جملات نمونه برای urig:
Lass uns in die Kneipe am Eck gehen, die ist ''urig'' und ohne Schickimicki.
بیا برویم به آن میخانه گوشه خیابان، آنجا خیلی باصفا و سنتی است و خبری از تجملات ظاهری نیست.
Die Aufführung war wirklich ''urig.'' Ich habe mich köstlich amüsiert.
اجرا واقعاً بامزه و جالب بود. کلی لذت بردم.